چرا روبیو خود را از پرونده ایران کنار میکشد؟
در پس این غیبت، تحلیلگران به انگیزههای سیاسی نیز اشاره میکنند. روبیو بهعنوان یکی از گزینههای احتمالی انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸، بهخوبی میداند که ورود مستقیم به پرونده پیچیده و پرریسک ایران میتواند هزینههای سنگینی برای آینده سیاسیاش داشته باشد.
در حالی که حساسترین پرونده سیاست خارجی آمریکا بار دیگر به نقطه جوش رسیده، غیبت معنادار وزیر خارجه این کشور از میز مذاکرات ایران، نه یک اتفاق ساده بلکه نشانهای از شکاف عمیق در ساختار تصمیمگیری واشنگتن و بازی پیچیده قدرت در آستانه رقابتهای ۲۰۲۸ به شمار میرود.
به گزارش ایلنا به نقل از الجزیره، در حالی که حدود یک دهه پیش، وزیر خارجه اسبق آمریکا نقشی پررنگ و مستقیم در مذاکرات هستهای با ایران ایفا میکرد، اکنون مارکو روبیو، وزیر خارجه فعلی آمریکا، عملاً از صحنه مدیریت این پرونده حساس کنار کشیده است.
این غیبت زمانی برجستهتر شد که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، هدایت ۲۱ ساعت مذاکره فشرده در اسلامآباد را بر عهده داشت، در حالی که روبیو ترجیح داد در واشنگتن بماند و حتی رئیسجمهور را در حاشیه یک رویداد ورزشی در میامی همراهی کند.
با نزدیک شدن به دور جدیدی از گفتوگوها، دولت آمریکا همچنان مدیریت این پرونده را به چهرههای نزدیک و مورد اعتماد دونالد ترامپ، از جمله جرد کوشنر و استیو ویتکاف، سپرده است؛ موضوعی که بار دیگر شائبه تضعیف نقش سنتی وزارت خارجه و حرکت به سمت «دیپلماسی شخصیسازیشده» را تقویت میکند.
خصوصیسازی دیپلماسی به سبک ترامپ
برخی تحلیلگران معتقدند رئیسجمهور آمریکا با تکیه بر پیشینه تجاری خود، ترجیح میدهد سیاست خارجی را نه از مسیر نهادهای رسمی، بلکه از طریق افراد نزدیک و مورد اعتمادش پیش ببرد؛ رویکردی که بهویژه در پروندههایی مانند ایران، اوکراین و خاورمیانه بهوضوح دیده میشود.
دو کلاه بر سر یک نفر، اما حضور کمرنگ
روبیو در شرایطی کمسابقه، همزمان دو سمت کلیدی «وزیر خارجه» و «مشاور امنیت ملی» را در اختیار دارد؛ موضوعی که باعث شده برخی رسانههای آمریکایی بهطعنه از او با عنوان «وزیر همهچیز» یاد کنند. با این حال، آمارها نشان میدهد میزان سفرهای خارجی او در مقایسه با وزرای خارجه پیشین بهشدت پایین بوده است.
تیم روبیو این موضوع را نشانه کارآمدی میداند و مدعی است تمرکز او در کاخ سفید موجب هماهنگی بیشتر میان نهادهای تصمیمگیر شده است. خود روبیو نیز ادعا میکند که دیگر نیازی به سفرهای مکرر ندارد، چرا که رهبران جهان به واشنگتن میآیند.
با این حال، برخی کارشناسان این توجیهات را ناکافی دانسته و معتقدند عملاً جایگاه وزیر خارجه در این دولت تضعیف شده و دستگاه دیپلماسی آمریکا دچار نوعی خلأ مدیریتی است.
محاسبات ۲۰۲۸ و فرار از «تله ایران»
در پس این غیبت، تحلیلگران به انگیزههای سیاسی نیز اشاره میکنند. روبیو بهعنوان یکی از گزینههای احتمالی انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸، بهخوبی میداند که ورود مستقیم به پرونده پیچیده و پرریسک ایران میتواند هزینههای سنگینی برای آینده سیاسیاش داشته باشد.
برخی ناظران بر این باورند که موفقیت مذاکرات ایران میتواند به نام رقبایی مانند جیدی ونس ثبت شود، اما در صورت شکست، این شکست نیز متوجه همان چهرهها خواهد بود؛ معادلهای که عملاً روبیو را در موقعیتی «برد-برد» قرار میدهد، به شرطی که فاصله خود را حفظ کند.
در همین راستا، روبیو تمرکز خود را بیشتر بر حوزههایی با ریسک کمتر، مانند آمریکای لاتین، گذاشته و تلاش کرده بدون درگیر شدن در بحرانهای پیچیده خاورمیانه، کارنامهای کمحاشیهتر برای خود بسازد.
به نظر میرسد غیبت معنادار روبیو از پرونده ایران، نه صرفاً یک اتفاق یا محدودیت کاری، بلکه نتیجه تلاقی دو عامل اصلی است: از یک سو، رویکرد غیرمتعارف ترامپ در دور زدن ساختارهای رسمی دیپلماسی، و از سوی دیگر، محاسبات سیاسی روبیو برای آیندهای که در آن، دوری از بحرانهای پرهزینه خاورمیانه میتواند سرمایهای مهم برای جاهطلبیهای ریاستجمهوری او باشد.
دیدگاه تان را بنویسید